You are currently browsing the tag archive for the ‘lhc’ tag.

داستان را اگر دنبال کرده باشید اینجا مطلبی درباره ذره کوب بزرگ نازنین نوشتم که بناست خیلی چیزها را به اهلش نشان بدهد، نکته اینجاست که با روشن شدن این ماشین زیبا قصه تمام نشده و گویا برخلاف چیزی که خیلی ها تصور میکنند آن ذرات نگون بخت هنوز پر و پیمان در هم کوبیده نشده اند.

ماجرا این است که این ذرات ۴۰ روزی یعنی تا اواخر ماه اکتبر یا مهر خودمان (دقیقترش ۲۱ اکتبر) همچنان باید منتظر باشند تا کوبیده شدن با بیشترین سطح انرژی را تجربه کنند و با این حساب داستان بچرخ تا بچرخیم همچنان ادامه دارد.

بموازات آن فعالیت مخالفان ذره کوبی هم همچنان ادامه دارد، چرا که میشود با بالا دادن همان کلیدی که پایین دادند و ماشین را روشن کردند، خاموشش کنند. گویا اینطور که پیداست وحشت ایشان به ایجاد یک سیاهچاله ریزه میزه هم ختم نمیشود و بلکه احتمالی هم هست برای بوجود آمدن ذرات عجیب (Strangelet) که میتواند در یک واکنش زنجیره ای همان بلای بلعیده شدن از درون را به سر زمین بیاورد.

خلاصه گفتم که گفته باشم! اگر به علم ایمان ندارید که راه صلاح میرود چاره ای نیست جز اینکه یک چند مدت دیگری هم دلشوره بزنید.

 

بالاترین

بالاترین

Advertisements
در این نوشته کمی از ذره کوب بزرگ (LHC) و هیجانات ناشی از این بزرگترین آزمایش علمی بشر گفتم. تا این لحظه دیگر فکر نمیکنم کسی باشد که اخبار دنیا را پیگیری کند و بارها و بارها صحبتش را نشنیده باشد با تمام مخلفاتش.        

از آنجا که این موضوع روز خیلی برایم جذاب بود مثل بچه ای که کتاب تازه اش را با اشتها ورق میزند، من هم مرتب از این صفحه به آن صفحه و از این ویدیو به آن یکی رفتم تا بیشتر دستگیرم شد که ماجرا چیست.

خلاصه اینکه این فیزیکدانان کله گنده یک سری نظریه پردازی کرده اند در همه این سالها (با نظریه پردازی همه ایرانیها از دل و جان که آشنا هستند!) و آخر سر رسیده اند به دو نظریه، یکی برای اجرام خیلی بزرگ که همان نسبیت عام است و دیگری برای ذرات خیلی ریز که همان مکانیک کوانتوم باشد. این دو تا هم که خیلی خوب در محدوده خودشان جواب میداده اند و مشکلی نبوده، وسط کار را هم که همان مکانیک نیوتونی که آشنا هستید گرفته و برای امور روزمره کفایت میکرده. منتهای مراتب یک ایراد بزرگی این ها دارند اینستکه با هم جور در نمیایند و سازگار نیستند. در واقع دانشمندان متفق القول هستند که باید بشود همه این پدیده های عالم را در قابل یک فرمول بیان کرد و نه اینکه برای هر استثنایی یکی ساخت. (این نشان میدهد که زیاد با برنامه نویسی سر و کار ندارند!)

بنابراین یک نظریه دیگر شکل گرفته بنام String Theory که این نظریه های متفاوت را با هم آشتی بدهد و اینطور که این پرفسور میچیو ککو (Michio Kaku) میگوید میتواند در یک فرمول یک اینچی اینکار را بکند. ولی نتایج این نظریه محدود به همین آشتی نیست و تمام تلقی بشر از عالم را دگرگون خواهد کرد.

در حقیقت دیگر نه یک جهان بلکه تعداد بیشماری جهان خواهیم داشت و باید یادبگیریم بجای Universe بگوییم Multiverse. نگاهی به این ویدیو در یوتوب بیاندازید اگر حوصله دارید (یا قبلا ندیده اید) اگر هم که خیلی حوصله داشتید کتاب جهان های موازی (Parallel Worlds) از همین پرفسور ککو را نگاهی بکنید.

(لینک مستقیم)

جالبترین قسمتش برای من وقتی است که از جوردانو برونو (Giordano Bruno) و زنده زنده سوزانده شدنش بجرم بیان نظریاتی مشابه، توسط کلیسا و پاپ مقدس میگوید. اینکه پاپ و کلیسا چاره ای نداشتند که یا جهانبینی شان را عوض کنند و در نتیجه محور جهان نباشند یا یک دانشمند را با همه نظریاتش بسوزانند به این امید که چند صباحی دیگر محور جهان باشند.

همه اینها را گفتم که به این برسم، آیا جهانبینی ما که وابسته به درک ما از جهان است (من بدیهی فرض کردم که هست، چون برای خودم هست! اگر نیست راهنماییم کنید) موضوعی صلب و بدون تغییر است؟ و اگر در رابطه با تجربیاتمان و بواسطه آن درکمان از جهان این چنین دستخوش تغییر میشود که هر آنچه در کتابهای درسی فیزیک یادمان دادند تبدیل به یاوه میشود چطور باید این جهانبینی را ثابت و استوار نگهداریم و پشتش سنگر بگیریم؟

نمیشود جهانبینی را به منشا پویایی متصل کنیم تا دیگر لازم نباشد کسی را بسوزانیم؟ و اگر میشود آیا ابزاری بجز علم تجربی برای تغییر و تبدیل و تنگ و باز کردن این بینش در دست داریم؟ چطور با این خمیر هزار شکل میشود دوغ و دوشاب را تشخیص داد اگر تجربه و درک عملی (ناشی از همان علم) را به آن اضافه نکنیم؟

پینوشت: آزادنویس مطلب خوبی در مورد این ذره کوبی نوشته به تفصیل و خواندنی، از دست ندهید.

 

بالاترین

بالاترین

 

 

بزرگترین ماشین ساخت بشر در عمق 50 تا 175 متری منطقه ای بین مرز سوییس و فرانسه آماده شده است تا امروز در ساعت 9 صبح بوقت گرینویچ، آزمایشی هیجان انگیز برای درک ماهیت جهان را عملی کند.

اسمش را گذاشتند ذره کوب بزرگ (Large Hadron Collider). این جناب ذره کوب بزرگ را پیشروترین و برجسته ترین دانشمندان حاضر دنیا در سرن (CERN) طراحی کردند برای یک کار ساده! دو تا ذره را بگیرد و آنقدر بچرخاند تا به سرعت نور برساند و بعد در یک نقطه با همان سرعت به هم بکوبد. این آزمایش که با چند کلمه بظاهر ساده بیان میشود بناست سرآغاز دوره تازه ای در دانش بشر باشد و همین موضوع را بسیار جذاب میکند تا بخوانی و ببینی که چه خواهد شد.

خود ماشین یک پروژه عظیم چند ملیتی است که در وب سایت رسمی سرن میتوانید نکات جالبی در مورد ابعاد مختلفش بخوانید (یکی را که من خیلی خوشم آمد این واقعیت است که این لوله 27 کیلومتری «خالی ترین» فضا در همه منظومه شمسی است!) یا با نگاهی به ویکیپدیا از کم و کیفش با خبر بشوید که الحق خواندنی هم هست.

اما خوشمزه ماجرا اینجاست که خبر انجام قریب الوقوع این آزمایش (دقیقترش، همین امروز نیم ساعت بعد قبل از نیمروز!) فقط دانشمندان یا علاقمندان علم فیزیک را به هیجان نیاورده و گروه زیادی از مردم عادی هم با هیجان و برخیشان با ترس و وحشت اخبار آن را دنبال میکنند.

بعضی دانشمندان درگیر در پروژه نامه های تهدید آمیز دریافت کردند تا از انجام آزمایش منصرف بشوند چرا که گروهی معتقدند این آزمایش یک تهدید جدی برای بشریت است و میتواند پایان کره زمین و بلکه کل منظومه شمسی باشد.

خلاصه داستان از این قرار است که در جریان این آزمایش و برخورد ماورای تصور ذرات، شرایطی حاصل خواهد شد که احتمال دارد یک سیاهچاله کوچک (خیلی خیلی ریز!) ایجاد بشود. گرچه که دانشمندان درگیر پروژه برای دیدن همین اتفاق بی صبری میکنند ولی چند نفر شیر پاک خورده که از قضا اساتید فیزیک هم هستند میگویند که این سیاهچاله میتواند با در خود کشیدن هر آنچه که در نزدیکش است بزرگ  بزرگتر بشود و در اخر زمین را ببلعد. در این ویدیو سناریو احتمالی مورد نظر اینها به تصویر درآمده (راستش را بخواهید خیلی هیجان انگیز است!)

(لینک مستقیم)

و اینجاست که سوال اصلی مطرح میشود! آیا به علم ایمان دارید؟

 

بالاترین

بالاترین

خوراک کهن دیارا

Advertisements