You are currently browsing the tag archive for the ‘آزاده’ tag.

کمانگیر مطلبی مینویسد و سوال میکند،  

مگه جمهوری اسلامی چند نسل رو نابود نکرده؟

و اینکه،

 آیا حمله نظامی به ایران خیلی چیز بدیه؟

مدتها بعد بامدادی در جستجوی تصویری از ایرانیان هواخواه حمله آمریکا به این مطلب میرسد و «برای اولین بار «با چشمانی از حیرت گرد شده»» میخواندش ،

گرچه که کمانگیر گفته باشد،

مسلما در یک حمله آدمهای زیادی کشته می شن که ربطی به ماجرا ندارن. نسلی نابود می شه در اثر حمله.

و یا حتی،

آمریکا به ایران حمله نمی کنه برای اینکه دموکراسی به ایران صادر کنه. حمله می کنه برای نفت و کنترل خلیج فارس.

 مانع از آن نمیشود تا بامدادی، کمانگیر را از طرفداران حمله آمریکا به ایران نپندارد. به این دلیل ساده که این موضوعی نیست که بشود مورد سوال قرارش داد جز اینکه در «خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن» فرد «ناآگاهی» باشیم. پس بامدادی آستین بالا میزند و خودآموزی مینویسد(American War for Dummies!)برای غلبه بر این ناآگاهی ظرف یک هفته مشتمل بر ۵ دستور خیلی روشن،

برای درک عوارض واقعی جنگ برای مردم، پیشنهاد می‌کنم:

  1. به مدت یک هفته از سیستم آب لوله‌کشی شهری استفاده نکنند و آب جوب بنوشند.
  2. به مدت یک هفته حمام نروند یا در صورت تمایل در همان جوب‌ها استحمام کنند.
  3. به مدت یک هفته غذا نخورند، یا در صورت تمایل گوشت و غذای فاسد شده بخورند.
  4. به مدت یک هفته از هیچ وسیله‌ی برقی یا ارتباطی استفاده نکنند.
  5. به مدت یک هفته از هیچ وسیله‌ی نقلیه‌ای که احتیاج به سوخت داشته باشد استفاده نکنند.

 

جدای از اینکه آیا بواقع این تصویر درستی از اتفاقاتی است که در عراق افتاده و آیا این حمله ۴۰ روزه آمریکا به عراق بوده که اینطور کشور را فلج کرده یا دلایل متعدد و ریشه های دیگری دارد یا خیر، پرسشی که بعد از خواندن این ۵ دستورالعمل راهگشا به ذهن من میرسد اینستکه آیا اگر در ایران عزیز دور بگردیم و این لیست را به مردم نشان بدهیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پس به شیوه بامدادی یک فهرست کوتاهی تهیه کردم که اگر حوصله داشتید شما هم روشنگری بفرمایید:

مردم به این آگاهی میرسند که حمله آمریکا فاجعه بد و وحشتناکی است.

مردم متوجه امکانات زیادی که دارند و قدرش را نمیدانند میشوند .

مردم متوجه امکانات زیادی که ندارند میشوند.

مردم به این نتیجه میرسند که در عراق زندگی میکنند! 

البته این مباحثه ادامه پیدا میکند با مطلب بعدی کمانگیر و پاسخ بعدی تر بامدادی و وارد شدن او به سطوح پیشرفته تر خودآموز و مباحث مربوط به جهانبینی و تقاضای فروتنانه کمانگیر از بامدادی به جهت پایین آمدن برای دیدن جهان پیش از رفتن به جهانبینی و بالاخره وارد شدن آزاده بانو و نوشتن مطلبی به اصرار کمانگیر. (که امید میداشت در میانه این مباحثه آزاده یک دفاع جانانه بکند و حسابش را نکرده بود که خیلی وقت است خانمها استقلال فکری پیدا کرده اند!)  که خود داستان دیگری است و بقول دوستی حرف میزنیم.

و البته که من با جنگ مخالفم.

آخر هم اینکه این ماجرای جهانبینی را بعدتر ربطش خواهم داد به این نوشته، باشد که مقبول طبع بیافتد!(-:

 

بالاترین

بالاترین

Advertisements

خوراک کهن دیارا