You are currently browsing the category archive for the ‘شوخی’ category.

جورج کارلین (George Carlin) اگر بهترین طنز پرداز شیوه Standup Comedy نبوده باشد بطور حتم یکی از بهترینها بوده است. شیوه او نه خنداندن به هر وسیله که بواقع نقد اجتماعی بود و برای خنده گرفتن از مخاطبش قصه خود او را میگفت و زندگی خود او را دستمایه قرار میداد. همواره هم موضوع برنامه هایش از سیاست و دین گرفته تا جامعه آمریکایی و فرهنگ حاکم بر آن در ارتباط مستقیم با مخاطبش بود و نه قصه ای با مزه ولی نا آشنا.

این بریده ای از یکی از اجراهای جورج کارلین است در مورد سیاستمداران و مردم. نگاه کنید و لبخند تلخی بزنید:

(لینک مستقیم)

یک چیز هست که شاید توجه کرده باشین من هیچوقت ازش گله نمیکنم.

سیاستمدارها!

همه از سیاستمدارها شکایت میکنن. همه میگن که اونها بدرد نمیخورن. ولی این مردم فکر میکنن این سیاستمدارها از کجا میان؟ اونها از آسمون که نمیافتن، از یک دنیای دیگه هم نمیان.

اونها از والدین آمریکایی، خانواده آمریکایی، خانه آمریکایی، مدرسه آمریکایی، کلیسای آمریکایی، کسب و کار آمریکایی و دانشگاه آمریکایی میان و توسط شهروندان آمریکایی انتخاب میشن!

اینها بهترین چیزایی هستن که ما میتونیم تولید کنیم رفقا! اینها بهترین چیزهایی هستند که برای ارایه داریم. اینها چیزی هستند که سیستم ما تولید میکنه: آشغال بریز تو، آشغال میده بیرون!

اگه شما مردمی خودخواه و نادان داشته باشین، رهبرانی خودخواه و نادان تحویل میگیرین. محدود کردن دوره تصدی هم هیچ دردی رو دوا نمیکنه و فقط باعث میشه آخر سر یک دسته آمریکایی خودخواه و نادان تازه و جدید داشته باشین. 

پس شاید، شاید، شاید این سیاستمدارها نیستن که بدرد نمیخورن. شاید یک چیز دیگه این دور و بر بدرد نمیخوره… مثل مردم جامعه. آره! اجتماع خرابه! این شعار تبلیغاتی خوبی برای یه نفر میتونه باشه. «مردم بدرد نخورن. امید و بریز دور!»

در ادامه هم جورج کارلین در مورد روشی که برای حل موضوع انتخابات پیدا کرده با شنونده شوخی میکند.

نگاه که کردید جای آمریکا را با ایران و کلیسا را با مسجد عوض کنید. و بعد به سوالی که میپرسد جواب بدهید. شاید این سیاستمدارها نیستند که بدرد نخور هستند، شاید یک چیز دیگری این دور و بر بدرد نمیخورد که حاضر نیستیم تغییرش بدهیم. 

اینبار که کسی برای انکار واقعیت به شما گفت، در این مورد نمیخواهم چیزی بشنوم یا بخوانم چون «اعتقاداتم برایم محترم است» به او بگویید که کمی جورج کارلین نگاه کند. شاید آن چیز بدرد نخوری را که کار را خراب میکند فراموش کرده باشد. اگر در ایرانش پیدایش نکرد حداقل به نمونه آمریکاییش خندیده.

جورج کارلین سه ماه و نیم پیش مرد.

بالاترین

بالاترین

 

 

پینوشت: من مدتی غایب بودم و دوستان نادیده بسیار در حقم لطف داشتند، ممنون لطف و حضور همگی هستم.

در گردهمایی ملی حزب جمهوریخواه نماینده کلورادو درمورد دیدگاهش از تغییری که سناتور جان مک کین وعده انجامش را در صورت پیروزی در انتخابات میدهد تا کاخ سفید را متحول کند، صحبت میکند. ببینید:

(لینک مستقیملینک به ویدیوی اصلی)

نمیخواهم بگویم همه طرفداران حزب جمهوریخواه اینطور فکر میکنند (یا درواقع میخواهم امیدوار باشم که اینطور نیست!) ولی در یک استدلال سردستی، این آدم معرف گروهی است که از جنگ حمایت میکند. حالا تصورش را بکنید که امیدتان به اصلاح، آزادی، … یا هر چیزی که اسمش را میگذارید به امثال این آدم ببندید. یک دزد سرگردنه که میخواهد پرچم آمریکا را در ایران بکوبد و نفت و پول را بردارد! بخیال خودش خیلی ساده است! 

دیدت در مورد تغییری که مک کین میگه چیه؟ «جنگ بیشتر، مالیات کمتر»

خوب با کجا بجنگیم؟ «آیران (تاکید بر نحوه تلفظ ایران از من) نازنین»

چرا؟ «چون به اسراییل حمله میکنه»

چطور جنگی میشه؟ «بشدت بمبارانشون میکنیم، بدون سرباز»

پولشو از کجا میاریم؟ «میریم پرچم رو میکوبیم و نفت و پول رو برمیداریم، پولمون رو باید بدن»

فکر کن فرمانده هستی چکار میکنی؟ «سایتهای هسته ای رو بمباران استراتژیک میکنیم، خیلی ساده است!»

چرا ایران تهدیدی برای اسراییله؟ «چون سلاح هسته ای تولید میکنه، دنیا رو تهدید میکنه»

ولی اسراییل سلاح هسته ای داره «اسراییل دنیا رو تهدید نمیکنه»

اگه احمدی نژاد اینجا بود بهش چی میگفتی؟ «سلاحهای هسته ای تو نابود کن»

بنظرت آمریکا باید با سلاح هسته ای به ایران حمله کنه؟ «هه هه! ما با تیرکمونم میتونیم داغونشون کنیم، مطمینم»

به مردمی که اون بیرون دارن اعتراض میکنن چی میگی؟ «برید کار پیدا کنین، اعتراض کنید ولی دستگیر نشین»

مک کین میگه لازم باشه صد سال توی عراق میمونه، نظرت چیه؟ «ما هنوز توی ژاپن و آلمان هستیم، بیشتر از ۶۰ ساله که هستیم»

 

وقتی بدانید که یک خانمی هم به حرف این آقای زرنگ (که در تمام طول مصاحبه لبخندهای عاقل اندر سفیه میزند) گوش کرده و همان شب پرچم را کوبیده و آقا را اندازه یکصد هزار دلار لخت کرده ماجرا بیشتر خنده دار میشود!

بالاترین

بالاترین

وقت ترجمه متن را فراموش نکنیم
وقت ترجمه متن را فراموش نکنیم

یک نفر که از این آب و خاک است، که دلش برای این سرزمین میزند و از بام تا شام دغدغه اش را دارد و از شب تا صبح هم بعید نمیدانم که خوابش را ببیند. کسی که همیشه خواسته برای اصلاح تلاش کند آنقدر که گرایش تحصیلش را هم عوض کرده تا این کشور و مردمش را بهتر بشناسد. دانش پژوه ترقیخواهی که از قضا مسلمان خوبی هم هست و چند سالی است از همین جایی مینویسد که سرزمین ماست، یعنی که آشناست با اشک من و خون دل شما. این آدم برایش سوال میشود که مگر نه آنکه جنگ وحشت است و نابودی و خانمانسوزی؟ پس چرا نیاییم و بجای جشن آغازش، بزرگداشت پایانش را برگزار کنیم و از قهرمانانش برای جانفشانی که کردند و صلحی که به ارمغان آوردند تقدیر کنیم؟

این پرسش را که خواندیم از دریچه چشممان تصویر میشود، شبکیه مان تبدیلش میکند به سیگنالهای عصبی، جریان سیگنالها میرود به مغز. حالا بناست که این مغز همه آنچه را که یادگرفته در کار بگیرد تا من با بهترین ترجمه معنی را درک کنم. پس اول همه آنچه که از این وبلاگ نویس با سابقه خواندم و میدانم از گوش چپم بیرون میریزم، بعد از گوش راست صدای طبل و رژه و فریاد مبارز طلبی را وارد میکنم. دست آخر  ازطریق رگ کلفت غیرت در گردنم کله ام را تا آن بالاها از خون بجوش آمده پر میکنم و به این ترتیب مغز نازنینم آماده میشود برای یک ترجمه پر و پیمان از جمله «شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟» و نتیجه خواهد بود:

بیایید همگی با هم آلزایمر بگیریم و دفاع از سرزمینمان و هر کسی که در این دفاع شرکت داشته را فراموش کنیم و روز جهانی آلزایمر را جشن بگیریم!

 دست مریزاد به این مغر نازنینم و ترجمه فرد اعلایی که از یک پرسش ساده (یا پیچیده؟) بدستم داد. حالا باید منهم شروع کنم به فریاد زدن بر سر آدمی که این ترجمه که مال خودم است را او گفته. راه دور رفتن که خسته ام میکند پس از همین وبلاگی که موقع خواندنش این ترجمه به من الهام شده شروع میکنم! …

 

مرتبط:

چگونه گفتگو را از ریشه می زنند – برای سالگرد جنگ ، نوشته ای از کمانگیر که خودش هم یک در میان قربانی همین دست ترجمه است!

گرامی‌داشت آسیب‌دیدگان با جشن جنگ فرق می‌کند ، نوشته ای از بامدادی که بخوبی متن سوال را برای آنها که کلمات را یکی در میان خوانده اند (چون تصور نمیکنم طور دیگری بشود از آن سوال به آن ترجمه رسید!) تشریح کرده است.

بالاترین

بالاترین

در ایالات متحده آمریکا انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است و بازار رسانه ها داغ. هر حرکت این یا آن گروه مدعی رهبری کاخ سفید زیر نظر است و هر کلامی زیر ذره بین. انواع و اقسام رسانه مکتوب و تصویری و شنیداری کم بود که حالا به مدد این شبکه جهانی اینترنت هر روز بیش از دیروز رسانه مستقلی هم به وسعت همه کاربرانش به این مجموعه اضافه شده است. دیگر کسی نمیتواند به این امید باشد که اشتباهاتش ،عمدی یا سهوی، در گوشه ای مخفی بماند و باید برای هر نوع نقد و سوال و تمسخر و گاهی هم رسوایی آماده باشد.

نمایش تلویزیونی زنده شنبه شبها (Saturday Night Live) دو پدیده انتخابات این دوره آمریکا را دستمایه کرده و بدلهای خانم هیلاری کلینتون (Hillary Clinton) را به همراه خانم سارا پیلن (Sarah Palin) را کنار هم گذاشته و یک پنج دقیقه ای تماشاچی را با نشان دادن گافها و خصوصیات آنها به طنز هم میخنداند و هم بفکر میبرد.

حوصله داشتید نگاه کنید و موقع دیدنش به این فکر کنید که چه میشد اگر آقایان وطنی دستمایه یک برنامه طنز قرار میگرفتند. آن لحظه ای که به طعنه و مسخره هیلاری و پیلن میخندید فکر کنید که اگر خاتمی یا احمدینژاد بودند ناگهان همین پنج دقیقه تبدیل میشد به برنامه ای توهین آمیز، سخیف، بی معنا، …

(لینک مستقیم)

نمیدانم کدامش بدرد میخورد، رسم ما یا رسم آنها؟

 

بالاترین

بالاترین

خوراک کهن دیارا