در وب سایت مقال نوشته ای از اکبر گنجی دیدم با عنوان «گزاره های غلط و غیر عقلانی در اسلام» که گویا بناست نشان بدهد قرآن کلام خداست یا کلام پیامبر. نوشته اینطور شروع میشود،

 عموم دین‌داران برای اثبات گزاره‌ی «قرآن، کلام خدا است»، به صدق اخلاقی پیامبر استناد می‌کنند.
به تعبیر دیگر، می‌گویند پیامبر راستگو است،
پیامبر صادق گفته است که آیات قرآن کلام خدا است

خوب تا اینجا بنظر میرسد برای کسی که باور دینی دارد حرف قانع کننده ای باشد. انتظار ندارید که اگر کسی بنا باشد از خدا خبر بیاورد، همان خدای دانای توانایی که قادر است برای ابد پوست بکند و آتش بزند و سرب داغ و عقرب جرار و چه و چه برای مجازات دارد، بتواند یا اختیار داشته باشد که هرچه دل تنگش خواست بگوید.

اما داستان به این سادگی نیست. در ادامه معلوم میشود که این یک بحث خیلی پیچیده است به آن حد که تعداد کثیری عالم و دانشمند و فیلسوف در حال بررسی این مسایل خیلی پیچیده هستند و به این راحتی ها هم قرار نیست کسی به نتیجه برسد. و اصلا بحثی نیست که محل ورود هر آدم بی تجربه ای باشد. سالها درس و بحث و مطالعه میخواهد و خروارها کتاب باید بخوانید تا مغز کلام را درک کنید.

گنجی این سوال را مطرح میکند » آیا این شیوه ی استدلال موجه است؟»

و بعد از شرح مفصلی که  میدهد میخواهد دو نتیجه اساسی بگیرد،

از صدق اخلاقی پیامبر، نمی‌توان صدق این گزاره‌ها را استنتاج کرد

و اینکه،

کدام‌یک از این دو مدل رقیب (قرآن کلام خدا است، قرآن کلام پیامبر است) به نحو بهتری این داده‌ها را تبیین می‌کنند

و تا آنجا که من سر در آوردم باور ایشان گویا این است که قرآن کلام پیامبر است.

گرچه که حرف تازه ای نیست ولی حرف کمی هم نیست. اگر بشود ارتباط مستقیم خدا با قرآن را قطع کرد و آنرا تبدیل کرد به کلام پیامبر طبیعتا انتظار میرود خیلی چیزها در برداشت از قرآن عوض بشود.

 

سوره فصلت

سوره فصلت و تصریح قرآن بر شهادت پوست بدن در پیشگاه خدا

پس به خواندن نوشته ادامه میدهیم و میرسیم به اولین خط بحث ایشان یا بقول خودشان گزاره اول.

گزاره اول: پوست آلت تناسلی در آخرت علیه شخص، شهادت خواهد داد. پرسش: با چه دلیل یا دلایلی می‌توان اثبات یا تأیید کرد که در آخرت، پوست آلت تناسلی شخص علیه او شهادت خواهد داد؟
آیا تصاویری که قرآن درباره‌ی حیات پس از مرگ ارائه کرده است، اخبار صادق است؟ دلیل صدق این مدعیات چیست؟ شهادت پوست بدن، یکی از مصادیق تعارض دین با علم و فلسفه است.

آقای گنجی واقعا؟ یعنی راه رسیدن به اینکه قرآن کلام خداست یا پیامبر این است؟  راه دیگری به ذهن شما نرسید؟

حقیقتا این کله نازنین انسان داستانی دارد آن سرش ناپیدا. آقای برادر، آقای دوست، آقای مبارز راه حقیقت، آقای دانشمند و فیلسوف عزیز تا کی قرار است وسط این خرافات دست و پا بزنیم تا شما بزرگ بشوی؟ از بام تا شام ریسیدن و بافتن نمد اسلام هر بار به نقشی. حداقل اسم فلسفه روی این در و گوهر نگذارید. آخر کجای این دنیا سراغ دارید که در باب این مطالب ارزشمند از صبح تا شب داستان بسازند. این نوشیدنی تلخ و تاریخ گذشته را مرتب از این کاسه به آن کاسه میکنی که چه بشود؟ ظرفش عوض بشود خوش خوراک تر میشود؟

دو تا مدل فرض کردی بعد با پوست سنبل میخواهی مدل سنجی کنی؟ خودت خنده ات نمیگیرد از این چیزی که اسمش را علم میگذاری؟

اگر قرار بر این است که مدل سنجی کنی و ببینی کدام بهتر گزاره تبیین میکند یا نمیکند بیا ببین این مدل چه عالی گزاره هایت را تبیین میکند:

محمد یک مدعی پیامبری بود و رابطه ای با خدا نداشت.

تمام این کشتی بند همین معصومیت قدسی پیامبرش است بعد شما خیال کردی این را سوراخ بکنی مابقیش روی آب میماند و میشود اسلام رحمتی که دنبالش هستی. خدا خیرت بدهد عزیز فیلسوف. حضرت محمد هیچ کار دیگری در طول عمر شریفش انجام نداد که بتواند محک این مدلهای عمیق و فلسفی شما باشد مانده بود این یک حرف.

 

بالاترین

بالاترین

Advertisements