بزرگترین ماشین ساخت بشر در عمق 50 تا 175 متری منطقه ای بین مرز سوییس و فرانسه آماده شده است تا امروز در ساعت 9 صبح بوقت گرینویچ، آزمایشی هیجان انگیز برای درک ماهیت جهان را عملی کند.
اسمش را گذاشتند ذره کوب بزرگ (Large Hadron Collider). این جناب ذره کوب بزرگ را پیشروترین و برجسته ترین دانشمندان حاضر دنیا در سرن (CERN) طراحی کردند برای یک کار ساده! دو تا ذره را بگیرد و آنقدر بچرخاند تا به سرعت نور برساند و بعد در یک نقطه با همان سرعت به هم بکوبد. این آزمایش که با چند کلمه بظاهر ساده بیان میشود بناست سرآغاز دوره تازه ای در دانش بشر باشد و همین موضوع را بسیار جذاب میکند تا بخوانی و ببینی که چه خواهد شد.
خود ماشین یک پروژه عظیم چند ملیتی است که در وب سایت رسمی سرن میتوانید نکات جالبی در مورد ابعاد مختلفش بخوانید (یکی را که من خیلی خوشم آمد این واقعیت است که این لوله 27 کیلومتری “خالی ترین” فضا در همه منظومه شمسی است!) یا با نگاهی به ویکیپدیا از کم و کیفش با خبر بشوید که الحق خواندنی هم هست.
اما خوشمزه ماجرا اینجاست که خبر انجام قریب الوقوع این آزمایش (دقیقترش، همین امروز نیم ساعت بعد قبل از نیمروز!) فقط دانشمندان یا علاقمندان علم فیزیک را به هیجان نیاورده و گروه زیادی از مردم عادی هم با هیجان و برخیشان با ترس و وحشت اخبار آن را دنبال میکنند.
بعضی دانشمندان درگیر در پروژه نامه های تهدید آمیز دریافت کردند تا از انجام آزمایش منصرف بشوند چرا که گروهی معتقدند این آزمایش یک تهدید جدی برای بشریت است و میتواند پایان کره زمین و بلکه کل منظومه شمسی باشد.
خلاصه داستان از این قرار است که در جریان این آزمایش و برخورد ماورای تصور ذرات، شرایطی حاصل خواهد شد که احتمال دارد یک سیاهچاله کوچک (خیلی خیلی ریز!) ایجاد بشود. گرچه که دانشمندان درگیر پروژه برای دیدن همین اتفاق بی صبری میکنند ولی چند نفر شیر پاک خورده که از قضا اساتید فیزیک هم هستند میگویند که این سیاهچاله میتواند با در خود کشیدن هر آنچه که در نزدیکش است بزرگ بزرگتر بشود و در اخر زمین را ببلعد. در این ویدیو سناریو احتمالی مورد نظر اینها به تصویر درآمده (راستش را بخواهید خیلی هیجان انگیز است!)
و اینجاست که سوال اصلی مطرح میشود! آیا به علم ایمان دارید؟


15 comments
Comments feed for this article
سپتامبر 10, 2008 روی 9:55 ق.ظ
کمانگیر
آیا به علم ایمان دارید؟
حالا وقتش ه که من شما رو قلقلک بدم. مگر به می شه به علم “ایمان” داشت؟ :))
سپتامبر 10, 2008 روی 11:53 ق.ظ
ناباور
نخست تبریک برای وبلاگ. وقتی پست کمانگیر را در مورد شما دیدم سریعا خودم را رساندم! کمانگیر بیخودی تعریف وبلاگی را نمیکند. ;)
در مورد این موضوع هم اینکه بسیار جالب است. خبرهایش را دنبال میکنم. فکر کنم دیگر راه افتاده باشد. شاید در موردش نوشتم.
راستش من فقط با تیتر این پست مشکل دارم! “آیا به علم ایمان دارید؟”. همانطور که کمانگیر هم گفت. علم کاملا عکس ایمان است. اصلا خوبی علم این است که ایمان نیست! اگر ایمان بود که این همه اختراعات و اکتشافات جدید صورت نمیگرفت و مثل دین و خرافه ثابت میماند. خوبی علم این است که بر پایه مدارک و روش علمی است و اشتباهاتش را میپذیرد و پیشرفت میکند. کلا اینکه علم را باور میکنیم، نه به خاطر ایمان، بلکه به خاطر مدارک و شواهد.
پیشنهاد: آیا علم یک دین است؟
شما را لینکانیدم. شاد و پیروز باشید
سپتامبر 10, 2008 روی 1:56 ب.ظ
اهر
اول اینکه ممنون لطف و حضورتان هستم.
گرچه که فکر میکنم خودم به علم ایمان دارم! ولی اگر اینحا شبهه پرستش ایجاد میکند معنیش کنید “باور”.
حالا یکی میپرسد خوب مگر میشود به علم باور نداشت؟ خوب موضوع صبحت هم همین است!
اگر بشود تصور کرد احتمالی هرچند به غایت ضعیف برای نابودی زمین (به آن شکل محیر العقول که داخل فیلم میبینیم) وجود دارد که به بالا و پایین کردن یک کلید بسته است، آیا شما آنقدر به علم باور و اطمینان دارید که بپذیرید این تصور غلط است و آن کلید را جابجا کنید؟
یکی از مخالفان این آزمایش سانحه فضاپیمای چلنجر را مثال آورده است!
جدای از این ولی، بله بنظر من میشود به علم ایمان داشت و چه مفهومی پویا تر و روشنتر از علم.
سپتامبر 10, 2008 روی 3:07 ب.ظ
مرجان
انجام آزمایش به این خطرناکی که ممکنه منجر به نابودی کره زمین بشه و تازه هیچ نفعی هم توش نیست چه اصراریه که انجامش بدن ؟ الهی که به حق پنج تن این وسیله ذره کوب تیکه تیکه بشه :دی
سپتامبر 10, 2008 روی 5:09 ب.ظ
ناباور
به اهر: پیروز باشید عزیز.
فکر میکنم یک سوتفاهم به وجود آمده. من هم فکر میکنم هیچ روش بهتری جز علم برای فهم جهان وجود ندارد (اصلا روش دیگری موجود نیست!) ولی مساله سر واژه “ایمان” است. ایمان معمولا به باوری میگویند که انسان بدون مدرک به آن باور دارد. مطمئنم منظور شما این نبوده. ولی خب این سوتفاهم را به وجود می آورد. بهتر است بگوییم که به شک کردن و روش علمی ایمان داریم.
به قول دکارت: به همه چیز شک کن به جز شک!
مرجان: دوست عزیز آزمایش انجام شد و خونی هم ریخته نشد! در مورد این هم که فکر میکنید بیفایده است، کم لطفی میکنید. اصولا هیچ علمی بیفایده نیست. مطمئنا میتوان از دستاوردهای آن برای پیشرفت علم و تکنولوژی سود جست.
شاید با آن بتوانیم به برخی پرسشهای بنیادی در مورد ماده و جهانمان و حتی قبل از آن پاسخ دهیم. اینها کم چیزی نیست. حتی اگر سودمندی دانش را هم دست کم گرفت، شگفتی زایی آن را نمیتوان فراموش کرد. ما جویای حقیقتیم. (البته میدانم شوخی بود :دی)
شاد باشید
سپتامبر 10, 2008 روی 6:43 ب.ظ
حمله به ایران، یک سوال دشوار یا یک فرمول ساده « کهن دیارا
[...] هم اینکه این ماجرای جهانبینی را بعدتر ربطش خواهم داد به این نوشته، باشد که مقبول طبع [...]
سپتامبر 10, 2008 روی 6:59 ب.ظ
آزاده
“اگر بشود تصور کرد احتمالی هرچند به غایت ضعیف برای نابودی زمین (به آن شکل محیر العقول که داخل فیلم میبینیم) وجود دارد که به بالا و پایین کردن یک کلید بسته است، آیا شما آنقدر به علم باور و اطمینان دارید که بپذیرید این تصور غلط است و آن کلید را جابجا کنید؟”
اگر من بودم جرات نمیکردم این تصمیمو بگیرم. صرفا به این خاطر که زمین به کسان دیگه ای هم تعلق داره و باید مطمئن میشدم که این خواست بقیه هم هست یا اگه خسارتی ایحاد شد قابل جبرانه.
اهر: ممنون از حضورتان. در این مورد شاید من درست بیان نکرده باشم چرا که تازه کارم و کم دقت. نوشته ام که آیا آنقدر علم را باور دارید تا وقتی میگوید خطری نیست همراهش بشوید؟
با در نظر گرفتن این که خیلی وقتها هم بوده که گفته خطری نیست و همه چیز منفجر شده! نمونه شاتل چلنجر هم مثال معروفش است.
سپتامبر 10, 2008 روی 7:45 ب.ظ
کمانگیر
من هم فکر می کنم بحث ابهام کلمه ی “ایمان” است. اما سوال این است، اینکه می پذیریم از گزاره های درست با استنتاج درست به گزاره های درست می رسیم، “اتکا”، “باور داشتن”، یا حتی “ایمان” به ابزار استنتاج است. و البته در غیاب مومنین گرامی، من هم یواشکی می گویم، “مگر جز علم، راه دیگری هم برای شناخت جهان هست؟”
سپتامبر 10, 2008 روی 10:02 ب.ظ
nabavar
این جمله را باید قاب طلا گرفت!
سپتامبر 11, 2008 روی 5:40 ق.ظ
اهر
من نه فیلسوفم نه در حوزه علمیه (حالا نجف یا قم!) مشغول درک علوم الهی، پس اگر چیزی می نویسم قبلش گفته باشم که ادعایی ندارم!(-:
ناباور عزیز گفت که “ایمان معمولا به باوری میگویند که انسان بدون مدرک به آن باور دارد.” و کمانگیر نازنین هم اشاره میکند که “بحث ابهام کلمه ی “ایمان” است.”
خوب اصل موضوع هم همین است. آیا شما با مدرک و مستندی باور کردید که این آزمایش علمی بیخطر است؟ ببینید این سوال را میشد برای هر آزمایش دیگری (مثلا آزمایش اولین بمب هسته ای) هم مطرح کرد ولی تفاوت این یکی در این است که تعدادی از دانشمندان برجسته همین علم این شبهه را مطرح کردند و خیلی هم جدی پیگیرش هستند!
در واقع چطور در یک دین (مثلا اسلام) قشر روحانی بوجود میاید که در درون خودش منتقد هم دارد ولی در مجموع به ایمان آورندگانش جهت میدهد، گویا دانشمندان هم روحانیون ایمان علمی هستند!
در مورد نکته ای که کمانگیر گفت و اشاره به “ابزار استنتاج” تصور من همیشه این بوده که این ابزار و حتی روش استنتاج هم خود بخشی از علم است و به همان اندازه پویاست. و اینکه بله آرش جان راههای دیگری هم برای شناخت جهان هست، کافیست بپذیری که جن و روح سرگردان هست یا میشود با دعا کردن باران گرفت!(-:
به همین سادگی دست علم از شناخت کامل جهان کوتاه میشود.
سپتامبر 11, 2008 روی 7:32 ق.ظ
کمانگیر
بیشتر حرف بزنیم رفیق. :)
سپتامبر 11, 2008 روی 10:15 ق.ظ
کهن دیارا
[...] آزمایش, تجربه, جهان موازی, جهان بینی, علم, عملی | در این نوشته کمی از ذره کوب بزرگ (LHC) و هیجانات ناشی از این بزرگترین [...]
سپتامبر 11, 2008 روی 5:59 ب.ظ
حسین
برای شما اقایون بسیار متاسفم اولا این قضیه جدید نیست و همان چند سال بعد از جنگ جهانی یک نمونه ی کوچکتر از این شتابدهنده ای که ساختند ساخته شده بود دوما این قضیه به هیچ عنوان ربطی به سیاهچاله نداره اقایونی که میگند با این کار امکان تشکیل سیاهچاله وجود دارد چه در ایران و چه در خارج باید بگم این افراد یا خیلی ساده هستند یا هیچی از علم نجوم نمیدونند و یا دنبال یک ماجرای هیجانی هستند.
یک سوال عظمت خورشید رو قبول دارید؟ حتا خورشید هم پس از پایان عمرش تبدیل به سیاهچاله نمیشه
تبدیل میشه به یک کوتوله ی سفید!!!!
ستاره ای که بخواد تبدیل بشه به سیاهچاله پس از مرگش باید جرمی برابر2/3 جرم خورشید رو داشته باشه یعنی سه برابر خورشید ما جرم داشته باشه!!! مگه شوخیه حتا از 3/2 جرم خورشید تا 2/3 تبدیل به ستاره ی نوترونی میشه!!!! باز هم سیاهچاله نمیشه.
درضمن این چیزی که ساختند فقط چند پرتو را با سرعتی نزدیک به سرعت نور بهم میزنند اما قبول دارم که کار بزرگیه اما اسیبی به هیچکس وارد نمیکنه. خیالتان راحت.
اهر: حسین جان، موضوع نوشته من بررسی احتمال ایجاد یا عدم ایجاد سیاهچاله نیست، بلکه مباحثاتی هست که بواسطه این احتمال ایجاد شده است و استفاده از این ماجرای روز برای فکر کردن در مورد ریشه این باور.
البته اگر دوست داشته باشی میتوانی در این مورد در همان منابعی که لینک داده ام بیشتر بخوانی. فقط دو نکته، ایجاد سیاهچاله اینطور که این علما میگویند فقط در اثر انفجار یک ستاره نیست و بعد اینکه تا جایی که میدانم این پرسش بیشتر به فیزیک مربوط میشود.
سپتامبر 12, 2008 روی 12:17 ق.ظ
ناباور
بله دوست عزیز. The safety of the LHC
استیون هاوکینگ هم درباره بیخطری آن توضیح داد:
“The LHC is absolutely safe. If the collisions in the LHC produced a micro black hole – and this is unlikely – it would just evaporate away again, producing a correctoristic pattern of particles,”
“Collisions releasing greater energy occur millions of times a day in the earth’s atmosphere and nothing terrible happens. The world will not come to an end when the LHC turns on.”
نکته ای که باید به خاطر داشت این است که دانشمندان صحبت از بیخطری صد در صد نمی کنند. آنها در هیچ زمینه ای این کار را نمی کنند. ولی مساله اینجاست که با تحقیق و روش علمی تا “حدود زیادی” می توان به چیزی مطمئن شد. با ایمان و دین نمی توان. چون ایمان به وسیله مدارک علمی و روش اصلاح پذیر علمی پشتیبانی نمی شود.
کوتاه سخن اینه بله علم کامل نیست و اشتباه هم می کند. ولی اگر بخواهیم واقعا جهان را کشف کنیم راه دیگر نیست. دانش “بهترین” راه است. It works!
شاد باشی
سپتامبر 12, 2008 روی 9:03 ق.ظ
یادداشت کوتاهی بر ماجرای ذره کوب بزرگ و سوال نخستین « کهن دیارا
[...] زمین, سیاهچاله, علم | داستان را اگر دنبال کرده باشید اینجا مطلبی درباره ذره کوب بزرگ نازنین نوشتم که بناست خیلی چیزها [...]